اولین دیدار
وقتی که 6 هفته بودی رفتم سونو گرافی , هنوزم توی ناباوری بودم فکر میکردم همه چیز شوخیه به دکتر گفتم اصلا اون تو چیزی میبینید
خانم دکتر صفحه مانیتورو چرخوند به طرفم گفت بــــــــــــــــــــــله نگاش کن اینجاست
مثل هسته تمر هندی وسط عکس سونوگرافی بودی دکتر اسپیکر دستگاه روشن کردو صدای
پیتکو پیتکو قلبت اتاقو گذاشت روی سرش من که چشمام پر اشک بود قربون صدقت رفتمو از
خانم دکتر پرسیدم دختره ؟ خندید گفت از الان که معلوم نیست گفتم یعنی گوشواره هاش را نمیبینید؟
وقتی از اتاق سونو اومدم بیرون دقیقا بابا سوال منو پرسید که اصلا چیزی تو دلم بود یه نه منم
عکستو که تو دستم بود نشونت دادم و گفتم دی ری ری رین اینم کنجد کوچولو ما البته اون موقع
اندازه یه عدس بودی 0.52 میلیمتر
اون جا بون که تو مسافر ناخونده ما ,رفتی تو قلب من وبابا و شدیم دو نفرو نیم
بعد از دکتر رفتیم دربندهر 5 دقیقه یه بار جوابو عکس سونو رو نگاه میکردیم
یواش یواش داشت باورمون میشد که داریم میشیم مـامـان و بــابــا



اولین دیدار
